حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2438

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

تيرداد در طليعه صبح آمد ، ولى در جائى و بمسافتى قرار گرفت ، كه ديدن او آسانتر از شنيدن صدايش بود . به اين ترتيب مذاكرات وقوع نيافت و سردار رومى هر كدام از دسته‌هاى قشونش را باردوگاه آنها برگردانيد . در بند 39 تاسىتوس گويد ، كه پادشاه شتابان عقب نشست يا از اين جهت ، كه ترسيد دامى براى او گسترده باشند ( زيرا قشون از هر سمت در حركت بود ) و يا با اين مقصود ، كه آذوقه‌اى را ، كه براى روميها از طرف پنت و طرابوزان حمل ميكردند ، بگيرد ، ولى در اين راه موفق نشد . بعد مورّخ مذكور شرح ميدهد ، كه چگونه روميها سه قلعه ارمنستان را گرفتند و ساير قلاع از ترس تسليم گشتند و سپس كربولو بتسخير آرتاكساتا پايتخت ارمنستان پرداخت . بند 40 حاكى از تسخير آرتاكساتا است و اينكه روميها اين شهر را آتش زده بعد آن را از بيخ‌وبن برافكندند . جهت اين بود ، كه روميها ، چون به قدر كفايت قشون نداشتند ، نميخواستند براى حفاظت اين شهر قسمتى از سپاهيان خود را بسان ساخلو بگذارند و از طرف ديگر ، اگر شهر مسخّر را سالم و بىحفاظ ميگذاشتند ، چه فايده داشت و چه افتخارى از آن حاصل ميشد . بعد مورّخ مزبور گفته : گويند در اينجا باراده خدايان معجزه‌اى رويداد . جلگه تاآرتاكساتا از نور آفتاب روشن بود ، ولى فضاى درون ديوارهاى شهر ناگهان از ابرهاى مظلم تاريك گرديد و برقهائى اين تاريكى را شيار كرد . روميها گمان كردند ، كه خدايان از خشمى ، كه دارند ، شهر را بانهدام محكوم كرده‌اند . اين بهره‌مندى باعث شد ، كه نرون عنوان امپراطورى يافت ، مجلس سنا رأى داد ، كه شكرانه خدايان را بجا آرند ، براى قيصر مقرّر داشت مجسّمه‌هائى بسازند ، طاقهاى نصرت بنا كنند و او چندين دفعه پىدرپى به سمت قنسولى انتخاب شود و نيز مقرّر داشتند ، كه روز فتح ، روز اعلان فتح و روز گذشتن آن را در دستور ، از اعياد بدانند ( يعنى همه ساله عيد بگيرند ) . از اين قبيل مقرّرات بقدرى زياد بود ، كه كاسّيوس پس از اينكه راجع بافتخارات نرون رأى داد ، گفت : اگر بخواهيم خدايان را به اندازه عنايت اقبالمان